خرید بک لینک

درباره سایت

دفتر خاطرات

امکانات وب

دیروز مثل هرروز صبح وقتی بیدار شدم رفتم سراغ گوشیم خیلی دلم تنگ شده بود روز دومی بود که باهم حرف نمیزدیم به گوشیم نگاه کردم خبری نبود با شناختی که ازش دارم خیلی براش سخته طاقت اورد عصبی گوشیمو یه گوشی پرت کردم حوصله نداشتم بر م سر کار باز رو تختم دراز کشیدم نرفتم صبحونه بخورم صدام کردن بیا صبحونه که

برچسب: نویسنده: غزل پاکدل تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:19

صفحه بندی